حرف تنهايي من

تنها بودم

 اما تنها تر از همیشه شدم در کنار یار تنهایی را با تمام وجود احساس میکردم اما حالا با وجود یار تنهایی که داشتم کشنده شده تنهاتر از همیشه... یکنفر از دنیا میرود و دیگران را برای مدتی غمگین میکند اما همه بر میگردند به زندگیشان اما من تنهاتر از همیشه شدم چون همراهم ... وجودم را احساس نمیکند .........
تنهایی که همه غصه های زندگی به دوشم سنگینی میکند نمیدانم چه کنم چه گونه فریاد بکشم که منم هستم من وجود دارم ... زنده هستم .... نفس میکشم .... اما حتی دیده نمیشوم .......خدایا تو بگو چه کنم..............

+نوشته شده در دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۱ساعت٢:٠۱ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()