حرف تنهايي من

سلام دوستان ممنون از لطف و محبت همه شما عزيزان .

خيلی دلم گرفته .............................

 

مرا که با تو شادم

پريشان مکن

بيا وسيل اشکم

به دامان مکن

بيا به زخم عاشقان مرهم

دل مرا يکدم زغم رها کن

من ای خدا به پای اين پيمان

اگر ندادم جان . مرا فنا کن

رميده جان و دل شکسته

منم به پای تو نشسته

منم به ماتم جدايی

نشسته نا اميد وخسته

شکسته ای دل مرا

به من بگو چرا چرا

به سنگ غمها

زدام حسرت کجا گريزم

که همچو مرغی شکسته بالم

نمی توانم سخن نگويم

اگر بپرسد کسی ز حالم

فلک به سنگ کينه ها

شکسته قامت مرا

مگر چه کرده ام خدايا؟

شکسته سر شکسته پا

ز يار آشنا جدا

کنون کجا روم خدايا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۳ساعت٤:٠۸ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()