حرف تنهايي من

 

 
 
 

+نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤ساعت۱٠:٤٦ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()

خیلی وقته اینجا ننوشتم....اما بهت سر میزدم 

خیای از لحظه های من درون توست.....

امروز سخت دل ام شکست.....خیلی سخت

بیش از دوسال بود که سنگ دوستانی رو به سینه می زدم که امروز توسط شون له بشم!!!!

 

بیش از دوسال بود که در رفت و آمد دوستانه ای خود را خراب میکردم که باقی دوستام رو ثابت کنم انسانهای شریفی هستند

به دوستام تهمت زده میشد و گفته میشد که فاسدن و هر کاری می کنند و من احمق سینه سپر میکردم و ازشون دفاع می کردم 

ثابتشون می کردم که در بدترین شرایط روحی و مالی دوستای من سالم ماندند و سالم زندگی کردند

تا اینکه نوک پیکان اتهامات سمت خودم گرفته شد..... کم کم پا پس کشیدم و ازین ارتباط دست شستم.......

 

حال همان دوستانی که سینه براشون سپر می کردم امروز قلبم را شکستند......

من همچنان به پاکی و شرافت شون ایمان دارم اما دیگه به دوستی شون نه

من در چارچوب زندگی شخصی سکوت میکنم زیاد.....کوتاه میام خیلی زیاد.....از روی خودم رد میشم هزاران بار.....نقاب میزنم دل پر دردم تو چهره ام پیدا نباشه.....

اما تو دوستی نمی تونم.... می خوام خودم باشم.....خود خودم....... مجبور نیستم کوتاه بیام......دوست ندارم از خودم رد بشم......

اگر تو دایره دوستی هم اینکارا رو کنم دیگه مریمی باقی نمی مونه

خیلی دل ام گرفته...... 

.

.

.

.

.

+نوشته شده در دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤ساعت۱٢:٢٦ ‎ق.ظتوسط مریم | نظرات ()