حرف تنهايي من

 

 

 

 

 آهسته تر از بوی گل با تو سخن می گویم

آرام تر از عطر شبنم و برگ

به بوی تو آویخته ام نمیه شب تنهایی ام را

آه

ای گل ناز

چقدر از تماشای تو گاهی خالی ام

چقدر از تمنای تو سرشارم

باغ بی نام و نشانی بودم

رها شده در فراموشی وخاموشی

به نوازش سرانگشت عطر تو

جان گرفتم

.

.

پارمیدای عزیزم میلادت مبارک

+نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦ساعت۱:٥٧ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()