حرف تنهايي من

مهربانم ، ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی، که همه و سرد و غریبند با تو

تک و تنها ، به تو می اندیشد

و کمی،

دلش از دوری تو دلگیر است....

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش، به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند،هرکجایی هستی ، به سلامت باشی

ودلت همواره،محو شادی و تبسم باشد....

مهربانم ،ای خوب! یاد قلبت باشد،

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رویایش را ،به شکوفایی احساس تو پپیوند زده است

و دلش می خواهد،لحظه ها را با تو ، به خدا بسپارد....

مهربانم،ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها با تو

پر اندیشه و شعر است شعور

پر احساس و خیال است و سرور

مهربانم! این بار، یاد قلبت باشد،

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی....

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩ساعت٦:۱۱ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()