حرف تنهايي من

 

دوستی بعد از سالها آمد تلنگری زد بر خاطرات گذشته ام.... که بیا و ببین کسی که دلت را شکست خود چگونه شکسته است...

در دلم بر او دوست ناسزا گفتم .. که با غم و درد دیگران اینگونه شادی می کند...

این روزها

دلم همراه دلی که شکسته است می بارد

کسی که روزی دلم را شکست!!

این روزها دلم برای هر دوی آنهایی که دلم را شکستند می بارد

چون هنوز هم برایم عزیز است..... و نمی توانم غصه اش را ببینم

نمی دانم چه آرزویی برایشان داشته باشم جز اینکه از خدا بخواهم شادی و لبخند را به هر دوی آنها هدیه دهد...

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ساعت٦:۳٤ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()