حرف تنهايي من

ترا با سکوت ساکن ات می شناسم

ترا با نیشخند دل شکن ات می شناسم

ترا با غم تنهایی خویش می شناسم

برایم غریبه نیستی

سالهاست که سایه ات در این سیاهی گم است

آری

سایه ات که نمی دانم به دنبال چه می گردد

در این دلنوشته های تنهایی ام

در این عمق سیاهی و سکوت ام

چه میخواهی؟؟

حال که دائم می گذری از این دیار تنهایی

رد پایت جا به جای اینجا می ماند

بشکن این سکوت سنگین ات را...

سالهاست که با سکوت ات این خلوتکده را رنج داده ای...

+نوشته شده در چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩ساعت٦:۱٧ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()