حرف تنهايي من

چقدر سخت بود

چقدر برایم زجر آور بود

گفتن این حرفها..... برایم رنج بود

انگار قلبم را تکه تکه کردم

بی موقع می روی

بی موقع می آیی

نمی گویی چه برسرم می آید؟؟!!

اما باید می گفتم

من را ببخش

هر چه گفتم برای خودت بود

تو به خاک سپردی همه ی احساسم را

حال آمدی بر گور آنهمه احساس ناب نشسته ای ،  چه می خواهی؟

منتظر چه می مانی؟

هان؟؟!!...

.

.

.

.

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ساعت٤:٠٢ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()