حرف تنهايي من

نمی دانم چه اتفاقی در من دارد می افتد

به سیاهی رسیده ام

تاریکی

انگار درون قبر هستم

نفس ام سخت در می آید

من مرده ام

این بار خیلی سخت مرده ام.....

هیچ راهی ....هیچ روزنه ی نوری دیگر نمی بینم....

به سیاهی رسیده ام

مطلق.....

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٤ساعت۱٢:٢٤ ‎ق.ظتوسط مریم | نظرات ()