حرف تنهايي من

سلام دوستان خوبم میخوام امروز درد دل یکی از دوستان را بنویسم همانطور که برام نوشته بدون هیچ کم وکاستی براتون مینویسم اون احتیاج به همدردی داره بیایید بهش ثابت کنیم که هنوز هم مهربانی هست هنوز هم دستی هست که به کمک ما بیاید به او ثابت کنیم هنوز هم میشه زندگی کرد ما همه حاضریم به او کمک کنیم تا دوباره به زندگی زیبا و پر از شادی برگرده من به یاری شما نیاز دارم که به این دوست خوبم کمک کنم .

نمیدانم اسمش چیست اما به نام سامک یا سمک میشناسمش اگر اشتباه مینویسم مرا ببخشید پس بخوانید و با او همدردی کنید ..........

سلام مریم مهربونم...

برات از کجا بگم مریم..... از دل شکسته ام بگم یا از قلبی که دیگه چیزی براش نمونده؟؟ شاید دوست داشته باشی از لحاظات تنهایی من بشنوی؟؟؟!!!

آره خودمم ترجیح میدم از لحاظاتم بگم .... لحظه هایی که برای پیشگیری از وقوعش کلی از عمرمو حروم کردم !! زمانهای بسیار مهمی از زندگیمو دادم بلکه دوستانی ذخیره کنم برای زمانهای مثل الان .... ولی الان منم pc و این و چند تا کتاب و یک قلم و یک دفتر ......

میدونی مریم بیا اصلا این نوشته ها رو بزار تو وبلاگت ....... بزار همه ببینن ... بزار هر کی میبینه .... یه ذره به کارش و به نامهربونیهاش فکر کنه ...... بزار آدما بدونن دل شکستن از دروغ و غیبت و زنا خیلی بدتر .....بزار آدما بشنون که بی مهری و بی محبتی از هر سلاحی بهتر میتونه یه آدمو نابود کنه .... به قول اون نوشته آخریت « یه وقتهایی دوستیم بعدش دوست نیستیم » ...... حالا میدونی چه وقتهایی دوستیم و چه وقتهایی دوست نیستیم؟؟؟

وقتهایی دوستیم که به کسی احتیاج داریم و وقتهایی دوست نیستیم که دیگه به اون آدم احتیاج نداریم ....

همیشه هر جا کامنت گذاشتم آخرش گفتم آدما بیاین با هم مهربون باشیم تو این دنیا کاری برای انجام دادن نیست جز مهربونی کردن .... اما هیچ کس نشنید .... همه فقط فکر کردن من شعر دارم مینویسم....

فکر کردن من شاملو یا سهراب سپهری هستم؟!؟!؟..... نه من سمکم « سامکم » .... سمک نه شاعر نه نویسنده..... سمک فقط دلش از دست شما آدما خونه ..... سمک مهربونی کرده اما مهربونی ندیده ......میدونی سمک باخته......سمک عشق باخت ....... سمک محبت باخت...... سمک همه چیزشو باخت....سمک هیچی نداره نه تو این دنیا نه تو آخرت . سمک همه چیزشو داد که تنها نباشه ... اما سمک همه چیزشو داد باز هم تنهاست..............

 

+نوشته شده در چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۳ساعت۳:٥٤ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()