حرف تنهايي من

 

 

           تولدت  مبارک       

 

شعرها  که قابل نداره

اما همش مال خودت                                               

فقط نوشتم اینها را به خاطر تولدت

 

تقدیم به تو ای مهربانترین

تویه باغها گل سرخی ـ تویه آسمون ستاره

جایی رو سراغ ندارم ـ که نشون از تو نداره

تاریخ تولد تو ـ توی دفتر حسابم

برده بود هوش و حواسم ـ تا کی به این روز میرسم

تو یه تابستون نسیمی ـ آفتابی تو یه زمستون

تو همونی که گرونه ـ نمیاد به دستها آسون

وقتی من تو آسمونم ـ تو توی را ه زمینی

مشکل اینه چون عزیزی ـ هر جا باشی نازنینی

قیمت نگاه نازت ـ خیلیه ـ مثل صداقت

مثل خوب بودت تو سختی ـ واسه اثبات رفاقت

توی خرداد گل یاسی ـ توی

 

آبان

گل مریم

چه شکنجه قشنگی ـ می کشی تو منو کم کم

دل تو یه وقتها سنگ ـ یه روزم مثل بلوری

شبها گاهی قرص ماهی ـ یه روزم یه تیکه نوری

حوصله که داشته باشی ـ دو سه جمله می گی گاهی

اما میلت که نباشه ـ نداری حتی نگاهی

چون غروب قشنگه ـ تو خود ، خود غروبی

چی بگم قحطی واژه است ـ هر چی هستی خیلی خوبی

عکس نازت رو گذاشتم ـ توی قلب وبلاگ

تا همه اینو ببینند ـ بهترین بابای دنیا

مثل آسمون عجیبی ـ شبی آبی ، شبی قرمز

ولی هر رنگی که باشی ـ مهربونی .... همزبونی

یه روزی میشی یه دریا ـ فرداش اما مثل کوهی

لا اقل خوبه که گاهی ـ لطف میکنی واسم می نویسی

همیشه حرفات قشنگه ـ معنی حرف تو اینه

زندگی اینه عزیزم ـ من مطیع سرنوشتم

دلمو میدم به دستت ـ واسه کادوی تولد

  قابلی نداره بردار ـ که خیلی واسم عزیزی

وقتی که بارون می گیره ـ چشمام از مهر تو خیسه

دل برات به قول سهراب ـ زیر بارون می نویسه

تنها آروزم همینه ـ که روز تولد تو

کاش اینو بهم بگی که ـ من همونم دختر تو........

 

+نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۳ساعت٢:٢۱ ‎ق.ظتوسط مریم | نظرات ()