حرف تنهايي من

سلام .

این روز را به همه آقایون و مخصوصا پدرهای مهربون و پدر عزیز و مهربان خودم تبریک می گویم...

 

 

تقدیم به شریک زندگیم.. شهرام عزیزم.......

 

 

شهرام جان روزت مبارک.

عمرمان را با هم قسمت می کنیم

توان و فضای زندگی مان را

چرا که عاشق یکدیگریم!!!

بار حیات را به دوش می کشیم

در کنار هم ایستاده ایم

در یک مسیر گام می زنیم

چرا که عاشق یکدیگریم

زمان با هم بودنمان با ارزش است

سنگینی ها سبک می شوند

زندگی مان خوب است

چرا که یکدیگر را دوست می داریم.

 

 

 

 

تقدیم به پدر مهربان که همیشه یادش و خاطره اش برایمان زنده است

بابا حسن عزیز روزت مبارک.....

روحت شاد پدر عزیز......... رفتنت آن قدر ناصبور و گران بود که تمامی مرا در بغضی خیس رسوب داد.... رفته ای ..و من در ابتدای بهار سبز .. زرد را چشیده ام .. رفته ای و من ... اما دستانم تهی از تو به سکون مبتلا گشته اند.. رفته ای و ندیده ای دیوارهای قلبی را که به ظلم شکست و گرچه به عشق التیام یافت...اینک اما دیگر باری به سنگ بی مهری فاصله ای تلخ ترک به تن کرد. مهربان! آن قدر خوب بودی که لکنت ذهنم توان دیگر باز یافت و جراحت اشک وار سینه ام مرهم گرفت ... آن قدر عزیز بودی که واژه هایم دیگر باری سبز را اندیشیدند و چشمانم تن پوشی از جنس آرام را.... آسمانی!!! تو را داشتم و تمام لحظه هایم سبز بودند و ناب... اینک اما بوی کدر یک وداع بیرحم تمام مرا در بی تو بودنها شکست.... اینک اما رفتن بی نگاهت ...بارش دلتنگیها را در فصل سبز تازه ام .. تولد داد و من دیدم اقاقیهای اشتیاق و مسرت را که بدین شلاق فرو خوابیدند.... رفته ای و من فکر میکنم تنهای تنها دگر باری به آبیاری اقاقیها و آینه های غبار گرفته می توانم برخاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

تقدیم به پدر مهربانم که همیشه یا ر و یاورمن و خانواده عزیزم بوده است . پدرم امیدوارم همیشه سلامت باشی و روزی بتوانم همه خوبیهایت را به خوبی جبران کنم..

پدر عزیزم روزت مبارک.....

دستی که نان را قسمت کند

دستی که پر کند سبوی آب را

دستی که زخم ها را شفا دهد

دستی که گل بچیند

دستی که بگیرد ... ایمنی بخشد

دستی لبریز نوازش

دست هایت .. را بوسه میزنم

چشمهایت ... را بوسه میزنم

پدر مهربانم وجودت

لازمه زندگی است....

دوستت دارم مهربانترین پدر ...

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٤ساعت٢:٠٩ ‎ب.ظتوسط مریم | نظرات ()