نجوای عاشقانه ام با خدا

                 نجوای عاشقانه ام با خدا

خدایا ایستاده ام زیر آسمون تو..... که عکس سوسوی ستاره هاش تو دریای چشمام افتاده..

 

دو دل بودم که بیام یا نه... یه دلمو گذاشتم اون پایین ...  پایین پایین

 

اما اون یکی دلم را که مٌهرش کردند برای ورود به حریم کبریایی.. گرفتم لابلای انگشتانم...

 

می بینی تپش تند و   یکنواختشو......

 

 ای عزیز من.... حالا ایستاده ام اینجا زیر آسمون تو و میدونم حتی اگر آهسته تر از صدای بال زدن سنجاقک ها  از ته دلم  بهت سلام کنم میدونم که میشنوی و جوابمو میدی و همین برای من کافیه...

 

حالا بذار اغاز کنم مثنوی گریستن را ....بذار بگم اون پایین وقتی یک قدم از توفاصله میگیریم چقدر گلدون احساسم زرد و پژمرده میشه خشک میشه ... برگهاش میریزه

 

بذار اعتراف کنم به درازی اون روزهایی که بین چشمهای من و نم نم بارون دلگیرت فاصله می افتاد... بذار اعتراف کنم به روزهایی که از سجاده سبز تو فاصله میگرفتم.... بذار اعتراف کنم به اون روزهایی که خواب غفلت نمی گذاشت با تو بگویم....

 

خدایا ... نجواهایم   را بشنو که به تو محتاجم

 

خدایا به درگاهت آمده ام و تنهایی و بینواییم را نزد تو آوردم

 

بیش از انچه به طاعت خود امیدوارم باشم به آمرزش تو امید بستم چرا که آمرزش و مهربانی تو از گناهان من بیشتر است

 

ای عزیز من.... ای مهربان من.... ای خدای خوب من

 

حالا نگاه کن به دست تمنایی که قلب شکسته اش را به تو پیش کش میکنه

 

من به تو محتاجم ...................

 

من به تو مجتاجم....................

/ 27 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

واژه های گرم واژه های زيبا واژه های ژرف همچو عطر گلی از چشم پنهان شباهنگام واژه هايی در ماورايشان فضای تهی نشسته در کمين... شايد حلقه های دود برخاسته از اجاق گرم عشق باشند...

مسعود

مريم عزيز هنوز در انتظار قدومت در کلبه کويری هستم .

منتظر

منتظر

آپديت نمی کنی؟ منتظر نوشته های زيبا و آپديت های دل نشينت هستم

محمد

سلام دوست خوبم مریم عزیز ... در روزهایی که جز تنهایی هیچ خبری در خود ندارند ، روزهایی که بی هیچ امیدی میگذرند ... سالهای سبز عاشقی رو بروز کردم ... امید دارم بهم سر بزنی ... منتظرتم ...

راوی

سلام يعنی اينقدر دلت گرفته که حتی آپ هم نمی کنی پس اميد کجا رفته؟؟ بر گردون من آپم منتظرتم

عسل

خدائیش تو می تونی این چیزهایی که نوشتی خودت بخونی اگه تونستی ؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم

سلام نمی دونم مث بقیه برات بنویسم خیلی خیلی قشنگه که حقاَ کم گفتم. اون چیزی که از اعماق دل میاد رنگ و بوی دنیوی نداره شکل ریا نیست میچسبه تو وجود آدم من که وصل شدم عالی عالی بود مرسی

yalda

سلام وبلاگی خوبی دارید. با اجازتون من این متن رو با درج ایم خودتون کپی کردن. ممنون.[لبخند]

yalda

سلام وبلاگ خوبی دارید. با اجازتون من این متن رو با درج اسم خودتون کپی میکنم.[لبخند]