رفتنت آن قدر نا صبور و گران بود که تمامی مرا در بغضی خیس رسوب داد... رفته ای و من در ابتدای بهار سبز ٬ زرد را چشیده ام .. رفته ای ٬ من دستانم تهی از تو به سکون مبتلا گشته اند .. رفته ای و ندیده ای دیوارهای قلبی را که به ظلم شکست و گرچه به عشق التیام یافت .. اینک اما دیگر باری به سنگ بی مهری فاصله ای تلخ ٬ ترک به تن کرد..

مهربانم .. آن قدر خوب بودی که لکنت ذهنم توان دیگر باز یافت و جراحت اشک وار سینه ام مرهم گرفت .. آن قدر عزیز بودی که واژه هایم دیگر باری سبز اندیشید و چشمانم تن پوشی از جنس آرام...

آسمانی ام ... تو را داشتم و تمام لحظه هایم سبز بودند و ناب.......

اینک اما بوی کدر یک وداع بیرحم تمام مرا در بی تو بودنها شکست....

اینک اما رفتن بی نگاهت بارش دلتنگیها را در فصل سبز تازه ام ٬ تولد داد و من دیدم اقاقیهای اشتیاق و مسرت را که بدین شلاق فرو خوابیدند..

رفته ای و من فکر می کنم تنهای تنها دگر باری به آبیاری اقاقیها و آینه های غبار گرفته میتوانم برخاست!!....

/ 16 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

سوگند مي‌دهم به سر زلف خود ترا کز من اگر شکسته تري يافتي بگو

منتظر

گر جان طلبی فدای جانت سهلست جواب امتحانت

منتظر

خوشحالم که اوضاع خوبه

سئوگی دوواری

در این شب پاییزی در این شب دیر هنگام پاییزی سرشارم از کلمات تو کلماتی جاودانه همچون زمان همچون ماده کلماتی عر یان همچون چشم سنگین همچون دست و درخشان و تابناک همچون ستارگان. کلمات تو به سو یم امدند این کلمات از قلب از سر از بدن تو اند. کلمات تو تو را برایم اوردند ان ها:مادر ان ها:همدم ان ها یار و همراهند... کلمات تو محزون غمناک و شادمانند کلمات تو پر امید و قهرمانند کلمات تو انسا نند...

بابا عظيمی

میز بهار را چیده ایم نگو که نمی آیی نگو که دیر می آیی من منتظرم...

منصور

سلام مریم عزیز آپ کردم خوشحال میشم پذیرای قدمهای مهربونت باشم حتما بهم سر بزن موفق و شاد باشی کلمیا حق

همايون

تنگ غروب آنروز وقتی که می ر فتم تو گریه می کردی آهسته آهسته گفتی مگو هرگز حرف خداحافظ من بی تو می ميرم آهسته آهسته گفتی تو به من ٬ برگ گلی عطر بهارانی بر دشت کوير دل من نعمت بارانی فرياد تمنای منی وقت پشيمانی عطر نفسی در قفس سينه تو پنهانی شد نو بهاران طی آمد خزان از پی هرماه من شد دی آهسته آهسته پیوند ما پیوند عشق جاودانی بود حرف و حدیث ما کلام مهربانی بود گفتی به من تا زنده هستم با تو می مانم نفرین به تو عشقت فریبی ناگهانی بود .

همايون

متن خيلی خيلی زيبا يی بود