می خواستم از اینجا تولد همسر نازنین داداشیه مهربانم را بهش تبریک بگم

 

 

الهام جان تولدت مبارک

 

این شعر هم خودم از طرف داداشیم به تو نازنین تقدیم میکنم

دوسال است که می دانم

بی قراری چیست

مهربانی چیست

دوسال است که می دانم

آواز چیست

راز چیست

چشم های تو شناسنامه مرا عوض کرد

امروز من دوساله می شوم.

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامدفردين

سلام به آبجی گلم....بابا تولد تولد تولدش مبارک...منم از همين جا تولد الهام خانوم رو تبريک ميگم.و اميدوارم هزار سال در کنار برادر گلت زندگی کنه....خواهر گلم..منم به روز شدم..زودی بيا.منتظرما

shady

سلام مريم گلم .خوبی ؟ کامنتتو ديدم و کلی کيف کردم . متنش يه طرف ٬ از اينکه انقدر بهم نزديکی خيلی خوشحالم . خيلی ماهی ماهی ماهی ...يه عالمه . روی ماه اون غنچه رو هم ببوس . منتظرت هستم هميشه ...

بابا عظیمی

سلام دخترم امدم حالتون را بپرسم به شهرام عزيزم هم سلام برسون و بازهم تبريکات ماراهم پذيرا باشيد.......

گل یاس

سلام ... آبجی مريم هزارتا سلام ... شما خوبيد ؟ به داداش شهرام عزيز هم سلام برسونيد ..... من هم به نوبه خودم اين تولد رو تبريک می گم .... راستی باغچه گل ياس نياز به آبياری داره هاااا پس با نظرتون اونو آبياری کنيد .... ممنون ... در ضمن امشب هم آپديت ميشه .... تا دورودی ديگر ....

حامدفردين

تولذ تولد تولدش مبارک.....ايول من ميميرم واسه تولد...داداش شهرام کجايی تو ؟کيميا شدی...راستی آبجی جون..معلومه از اون خواهر شوهر های خوبی و .....خيلی زن داداشت رو دوست داری که براش تولد گرفتی....من هم بهش تبريک ميگم...البته ۲ تا...يکی به خاطر تولدش..دومی به خاطر داشتن خواهر شوهری مثل آبجی گل من...راستی به داداش شهرام هم سلام برسون...بگو حداقل يه ايميل بزنه..دلمون پوسد به خدا...يا حق

گل یاس

*****سلام ..... گل ياس به روز شد و منتظر شما هستم . راستی چرا ترانه وبلاگتون کار نمی کنه و یا شاید هم اشکال از سیستم من باشه ؟؟**** فصل طلوع آسمان دیگر گذشته است ؛ آینده هم دیگر غروبی در گذشته است آن روزها ،آن روزهای بی سرانجام ؛ آن جاده بی انتهای بی سر انجام در جان من ،شوری که پایانش عطش بود ؛ ایمان من ،رودی که در جانش عطش بودهر شب شبیه بغضهایم می شکستم ؛ مثل غرور،ریشه در گل می نشستم آن روز ، عطر دوستیت در خواب پیچید ؛ نیلوفران عشق تو در خواب پیچید ما مثل هم بودیم ، در آیینه با هم ؛ رفتیم تا پرواز تا اعجاز با هم رفتی همراه تو رفتم تا شکستن ؛ فکر چه بودی ، خواب قلبها را شکستن ؟ اما تو ترسیدی و از من دور ماندی ؛ رنج مرا گم کردی رنجور ماندی بر خاک غلتیدی و دو پای تو گم شد ؛ شاید به پا ماندی ولی جای تو گم شد آن روز، روحت آسمان را کوبه کوه رفت ؛تا مرز وهم انگیز کوه جستجو رفت خود را رها کن ای من ای تنها تر از من ؛ من هیچ هیپچم ،هیچ، دیگر بگذر از من بشکن مرا در خویش ، تکه تکه بهتر ؛ بگذار تا در باد گم باشم چه بهتر.

KM

سلام/منم تبريک عرض ميکنم/شاد باشيد در کنار هم/ک م

ghasedak

ای پادشاه حسن که خوش ميروی سلام..........سلام خواهری ..خوبی ؟؟؟ خوشی ؟؟؟ تا اين لحظه که دارم برات می نويسم نمی دونستم که چنين محبتی در حق من شده .واقعا ما ادما چقدر بی توجه و بی تعادليم ..منی که می بايست اولين ميهمان اين ميهمانی زيبايی خواهر گلم باشم متاسفانه اخر اخر اخرم ......................می دونم که حرفای اين داداشی کوچولو برات قابل قبوله ......خواهری ؟؟؟ داداشی ازت ممننونه .ممنون از اين همه محبت و صداقت.ممنون از اين همه بزرگواری .....خواهری متشکرم ....فدات داداشی .بای