چقدر زود پیر می شویم

 

 

۱۴ سال گذشت.......................

می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده

در کنار تو لذت ببرم!

آیا این امکان مرا هست؟

شاکر روزهایی که

هر یک به هدیه ای مانندند

رویاها و امیدهایی که

هنوز امکان ممکن شدن دارند.....

و عشق ها و مهربانی هایی

که هنوز

فرصت تجربه کردنشان با ماست!!

به نظر تو اینطور نیست؟؟

یک روز

روز

آخر ما خواهد بود!!!!

بیا و مرا

که گم شده ام

به خودم باز گردان...

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريسا در دريای خوشبختی

چند سال؟؟؟ بابا خوب مونديييييييييييييی مبارک باشه........ چه کارت قشنگی هم داشتيد... اون سالها..

منتظر

تنها نشسته ام بی برگ و بار زير نفس های آفتاب در التهاب در انتظار قطره باران این ابر سياه در انتظار صاعقه ای است

ايليا

سلام خواهر گلم صميمانه ترين تبريکات منو بپذير. ان شاءالله سالهای سال با خوشی و خرمی در کنار هم زنگی کنيد و جوان بمانيد. همچون روزهای به ياد ماندنی گذشته. مخلصيم

منتظر

غم من از وحشت پوسيدن نيست غم من غربت تنهايی هاست

منتظر

با مرگ آزمای با مرگ اگر شيوه تو آزمودنی است

منتظر

به غم کسي اسيرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد

منتظر

تنها تويی که بود نبودت يگانه بود غير از تو هر که بود هر آنچه نمود نيست

یونس

سلام وبلاگتون خلیی قشنگه به وبلا من هم سری بزنید