تقدیم به کسانیکه مرا در این وبلاگ همراهی می کنند

 

بالهایم را گشوده

و آماده پروازم ....

آیا با من همسفر خواهی شد ...

من همسفری می خواهم . همراه

و همراهی می خواهم راهوار.

 

سفری از عشق تا جاوادانگی

سفری از امروز تا فردای نارسیده

سفری از خود تا معبود

و سفری از حضیض تا اوج انسانیت

آیا با من همسفر خواهی شد .......

 

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حرف تنهايی من

سلام دوستان عزيز خواهش ميکنم از همه شما عزيزان که در کامنت گذاشتن کاملا رعايت اخلاقی را حفظ کنید دوست ندارم که خدای ناکرده مجبور باشم کامنت شما دوست عزيز را حذف کنم .... متشکرم.

زهره

مریم گلم سلام.امیدوارم که خوب باشی؟چقدر خوشحالم که دوباره برگشتی و روی ماهت را در اینجا میبینم.این مدت نبودی اما همیشه در کنارمان بودی و هستی. مریم عزیزم !برای روز تولدت هر چه تلاش کردن نتونستم صدای ماهت را بشنوم عزیزم با تاخیر تولدت مبارک

رضا

مرحبا دل............. نشد يک لحظه از يادت جدا دل زهی دل ، آفرين دل ، مرحبا دل ! زدستش يکدم آسايش ندارم نمی دانم چه بايد کرد با دل ؟ هزاران بار منعش کردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل بچشمانت مرا دل مبتلا کرد فلاکت دل ، مصيبت دل ، بلا دل... از اين دل داد من بستان خدايا ز دستش تا به کی گويم خدا دل درون سينه آهی هم ندارم فقير و عاجز و بی دست و پا دل.... بشد خاک و ز کويت بر نخيزد زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل ز عقل و دل دگر از من مپرسيد چو عشق آمد کجا عقل و کجا دل ؟ تو.......ز دل نالی ..دل از تو حيا کن يا تو ساکت باش يا دل...........

رضا

صنما ما از راه دور و دراز آمده ايم بسر کوي تو با درد و نياز آمده ايم گو ز نزديک تو آهسته و هوشيار شديم مست و آشفته نزديک تو باز آمده ايم آمده ايم خريدار ميرويم بي سرود نه فروشنده تسبيح و جا نماز آمده ايم يک زمان گرم کن از مستي ما محفل خويش که ز مستي بر تو گرم فراز آمده ايم گر چه در فراق تو زار و نزاريم چو شمع از پي سوزش و بهر گداز آمده ايم بر اميد رخ زيبائي تو با هم با غم و رنج همچنانست که با شادي و ناز آمده ايم دست ما گر بسر زلف درازت نرسد بر سر زلف تو از دور براز آمده ايم بيني آن زلف دراز تو که از راه دراز ما بنظاره آن زلف دراز آمده ايم توشه و ساز ديدار تو خواهيم همي گر بديدار تو بي توشه و ساز آمده ايم

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي و درود بر قلم پرتوان تان ضمن آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما در تمامي مراحل زندگي ، باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده با عنوان ....صياد و ماهي زيبا با قلبي يخي !!!.....بروز شده است خوشحال خواهم شد تشريف بياوريد پس منتظر حضور گرم و قدوم سبز و نظرات ارزنده شما هستم مثل هميشه ...يک قلب پاک از تمام معابد جهان زيباتر است ....در پناه حق باشيد .........من مست جانانم کي ترسم از جانم .......درياي عطرشانم طوفانم طوفان .....هان هان اي روزگار خشم تو بشناسم ......من سردار لشگر عاشقانم ................در پناه حق ........................................

رضا

سلام و درود بر شما و ممنون و متشکر از تذکر شما ...اشتباه شده بود و جمله از ميان حذف شده بود با تذکر شما آن جمله را اصلاح نمودم .....خوشحال ميشوم مجددا تشريف بياوريد و نظرات ارزنده خود حقير را سرافراز بنماييد بازهم سپاسگذارم و آرزوي تندرستي و سعادتمکندي شما را دارم در پناه حق .........

بابا عظيمي

سلام دختر گلم....شهرام عزيز را سلام برسون..پارميدا گل را هم از طرف من ببوس... شاد باشيد ای عزيزان من

امير( کاشانه دوست )

نسيمی که گذشت و منی که ماندم و طوفانهايی که آمدند . دير دريافتم تشنه اتفاقات دور ؛ به سراب زدم خويشتن را به سرابهای راستين آرزو ؛ فريفتم خويش را دير دريافتم مبتلا به زندگی نبايد به ايستد بايد برود ؛ دور شود .. راستی سلام آپم و منتظر ...

امير( کاشانه دوست )

شعر من ؛ بر هوت قافيه ست ذهن من ؛ ملکوت آتيه ست با تو ماندن ؛ با تو پرواز ؛ نه قفس با تو خواندن ؛ با تو آغاز ؛ نه هوس سلام مهربون ممنون از حضور سبزت

منتظر

در مسر هموار بتاز که در سختی ها من همراهت هستم... در خوشی هات تنهات می گذارم ولی در غم ها و ناراحتی ها (که امید است رخ ندهد) همراهت هستم... با عشقی که سراسر در يک نگاه نمايان می شود